جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
541
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
شاه فعلى در ابتداى سلطنت از اين رسم عدول نمود و خواه با سست نمودن مبناى آن مسئوليت و يا در اثر مهر و محبت ( پس از وفات اولين پسرش كه مقام وليعهد داشته و درگذشته بود ) فرزند صيغهء محبوبش را به وليعهدى برگزيد ، اما بعد از فوت اين پسر شاه مجددا به رسم ديرين بازگشت و از ظل السلطان صرفنظر و فرزندى را كه سه سال از او جوانتر و از مادرى قاجار بود وليعهد اختيار نمود . مظفر الدين وليعهد - مظفر الدين نام شاهزادهاى است كه در سال 1853 به دنيا آمد و اكنون ( با وجود سه برادر مسنترى كه جهت احراز اين عنوان آماده بودند ) سى و سه ساله است كه مقام ولايت عهد دارد . بر طبق راه و رسم ديگر خاندان قاجار كه عين بىسياستى است وليعهد در عين حال والى ايالت شمال غربى ايران يعنى آذربايجان است كه در تبريز مقر و قصرى دارد و بدون موافقت شاه حق ندارد كه آن ايالت را ترك كند و چون در آنجا گير افتاده است از سياست و طرز ادارهء امور كه در تهران جريان دارد به كلى بىخبر است و همچنين از وضع و حال وزيرانى كه بعدا خدمتگذار او خواهند شد و طرز كارى كه وى بايستى تعقيب كند و مردمى كه بايد برايشان حكومت نمايد . وى حتى در امور ايالتى كه اسما حكومتش برعهدهء اوست دخالتى ندارد ، بلكه آلت دست يكى از صاحبمنصبان دولتى مىباشد و مثل اين است كه پرنس افويلز ناگزير شود كه در كارديف يا كارنارون اقامت كند بدون اينكه حق خروج از ايالت خود را داشته باشد و در واقع وضع ايران بدتر است ، چون تبريز كه دومين شهر قلمرو ايران است انصافا با يك شهر ولايتى كوچك قابل مقايسه نيست و تشبيه بهتر اين خواهد بود كه وليعهد انگلستان كه ارثا متصدى امور دوك نشين لنكستر هم مىباشد ناچار شود كه در ليورپول دربارى برقرار سازد و ضمنا از حق هرگونه دخالتى در كارهاى ادارى آن ناحيه يا شهر محروم باشد . بعلاوه وى كه در نزديكترين ايالت ايران به خاك روسيه واقع شده چنان تحتتأثير نفوذ روس قرار مىگيرد كه شايد وليعهد ترس و باكى بر خود راه بدهد و يا افكارى